2014 allen and ginter code cracked  

درخواست حذف این مطلب
2014 allen and ginter code cracked > http://shorl.com/rimitarustatre 2014 allen and ginter code cracked, bpm studio pro crack for gta 5ed1281650 voltz cracked server list 1.5.2 plants vs zombies 1 crack mueren por papel crack family gz virtual dj 4.2 crack free free cursorfx plus for windows 7 full version serial code for simcity 5 torrent pro !!! structural analysis and design 2.5.21 sp1 keygen for mac serial number for adobe audition 1.5 serial number tracking open erp modules 7 days to die alpha 6 cracked screen lumion 6 crack kick !!! torrent come little children hocus pocus lyrics full version nba 2011 full version free data glitch 2 crack macaroni galaxy tab cracked screen replacement settlers 2 10 anniversary crack ok 2 chainz lyrics crack hunter x hunter tagalog version full episod

ادامه مطلب  

هیچ از حال ِ دل پنجره ها می دانی  

درخواست حذف این مطلب
  هیچ از حال ِ دل پنجره ها می داني که چه بی خواب در این کوچه تماشا !!! د گذر قاصدکی را به خیال ِ خبرت به خیالی که تو می آیی و باز من کنار همه ی پنجره ها بغض ِ پاییزی این خاطره را می شکنم هیچ می داني تو جای این خاطره ها شیشه ی عمر ِ همه پنجره ها بی تو ش !!! ت نفس سرد ِ زمستان، به تن کوچه نشست هیچ میداني تو چه براین خانه ی تنهایی من بی تو گذشت

ادامه مطلب  

گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر»  

درخواست حذف این مطلب
گفت‌وگوی پاریس‌ریویو با «هرتا مولر» / گرسنه کلمات نیستم گرسنه کلمات نیستم متفاوت بودن برای من سخت بود بهار سرلک   سال ٢٠٠٩ آکادمی سوئدی جایزه نوبل ادبیات را برای تقدیر از هرتا مولر، نویسنده‌ای که «با تمرکز شعری و صراحت نثر، چشم‌اندازی مصادره‌شده را توصیف می‌کند» به او اهدا کرد.چشم‌اندازی که مولر با آن کاملا آشنا بود. مولر سال ١٩٥٣ در نیتزکیدورف، روستای آلمانی‌زبانی در بانات رومانی، به دنیا آمد. پس از جنگ جهانی اول و سقوط امپراتوری ات

ادامه مطلب  

اما م صبور میستایمت  

درخواست حذف این مطلب
به حرمت حضور فاطمه علیهاالسلام ، آرام، در خانه را می‏کوبی؛ این بار صدای در زدن ملک الموت، آهنگی دیگر دارد. به میهمانی رسول آمده ‏ای؛ آمده‏ ای تا او را به معراج ابدی ببری. کمی درنگ کن؛ اینکه با تو سخن می‏گوید، امین آسمان‏ها و زمین، جبرئیل است. می‏دانم که برای تو نیز دشوار است تا زیر باران اشک‏های فاطمه علیهاالسلام ، جان نبی را بستانی. می‏دانم که تو نیز سر به زیر افکنده‏ای تا چشمانت هم‏سو با غم چشمان زهرای اطهر علیهاالسلام نباشد؛ اما گویا

ادامه مطلب  

ششم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى  

درخواست حذف این مطلب
ششم محرم‌الحرام سال ‌۶۱ هجرى قمرى پیوستن نیروهاى ابن زیاد به ‏ عمر سعد در روز ششم محرم‌الحرام حصین بن تمیم با چهارهزار نفر، حجازبن ابجر ‏عجلی با هزار نفر و یزیدبن حارث با هشتصد نفر وارد کربلا شدند تا به عمر سعد ‏بپیوندند.در این روز بود که ابن زیاد بر کوفه دیدبانی گماشت تا مبادا !!! ی از ‏شهر به کمک !!! برود سپس میان خود و اردوی عمربن سعد سوارانی تیز رو گماشت ‏که پیوسته اخبار را گزارش می‌دادند در این روز بیست هزار سوار نزد آن ملعون جمع شد و ‏

ادامه مطلب  

شبِ !!! نیرزَد به بامدادِ خمار  

درخواست حذف این مطلب
حتی نمیشد بهش نزدیک شد. نمیشد بهش دست زد. هرآن احت !!! بود فرو بریزه. یا یه طوری از بین بره که دیگه نشه جبرانش کرد. از یه کشورِ دیگه اومده بود. نزدیک به سی، سی و پنج سال سن داشت. به یه زبانِ دیگه حرف میزد. اومده بود ایران ادبیاتِ فارسی بخونه. بر خلاف اون چیزی که خودش فکر میکرد، خیلی خوب داشت فارسی رو صحبت میکرد. می گفت به نظر من فارسی زبانِ اولِ ترجمه ی دنیاست. یعنی برای اینکه یه متنی رو به یه زبانِ دیگه بخوای ترجمه کنی اگه بخوای به اون اوجِ لذت برسی ا

ادامه مطلب  

!!! بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها  

درخواست حذف این مطلب
بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها پایان نامه بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها در 23 صفحه ورد قابل ویرایش دسته بندی علوم انسانی فرمت فایل doc حجم فایل 20 کیلو بایت تعداد صفحات فایل 23 بررسی مراسم ازدواج سنتی دراستان آذربایجان شرقی و درمیان ترکمن‌ها مقدمه تحقیقی را در رابطه با آداب و آیین سنتی ازدواج در استان آذربایجان شرقی و اهالی ترکمن استان گلستان انجام داده شده است، که جهت ار

ادامه مطلب  

لِمَ لا یسقط السماء علی الأرض؟  

درخواست حذف این مطلب
می‌خواستم این را با ضمیر سوم شخص بنویسم، راجع به تو، برای خودم. برای آدم‌ها. اما ناگهان که دستم به این دکمه‌ها رفت، «تو» نقشِ این جملات شدی و دستِ من نبود. پس سلام.قطعا مرا به حق می‌شناسی. از خودم بهتر، چرا که برخلاف آنچه تحریف‌کنندگان سعی در تلقینِ آن دارند، تو شهیدی. پس می‌داني که در جمع آن‌ها که باید، نمی‌پذیرندم و من - به تبع آن می‌داني - اهل انکار واقعیت، برای اثبات عقیده نیستم. حق خودش چرایی بودنش را توضیح می‌دهد اگر چشم‌هایمان را ب

ادامه مطلب  

فاقد ارزش خوانش  

درخواست حذف این مطلب
والسلام. مثلِ همان واو هایی که ناگهانی آدم می‌گذارد پسِ کتک. پسِ سیلی. می‌رود طرفش را بغل می‌کند می‌کند، می‌گوید:« دِ آ !!! دیوانه! جانم داشت لب به لب می‌شد از نگرانیت»...منتظر والسلامم.اصلا قرار نبود حالا حالا زبان باز کنم؛ بالاخص این رمضان که از روزِ نارمضانش هم نارمضان‌تر شده برای من. ویژه این روزهایی که زده‌ام تویِ کار نابودی خودم. ویژه این شب‌هایی که چشمه چشمم خشک شده و آ !!! ت آ !!! ت بغض جمع شده سرِ گلویم، کوتاه هم نمیاید.. ویژه این روزها

ادامه مطلب  

برای تویی که یک روز قرار بود باشی  

درخواست حذف این مطلب
!!! که بودم، برای جهادم حرف می‌زدم. با عنوان «برای تویی که خواهی بود». باور داشتم جهاد خواهد بود و یک‌ روز از من به وجود خواهد آمد و خواهد ایستاد و‌ «سرس !!! » خواهد شد و در این سرسپردگی، دلداده؛ جهان جیفه‌ها را ترک خواهد کرد‌. فکر می‌ !!! می‌توانم مادر جهاد باشم. جهاد تربیت کنم! جهاد کنم. زهی خیال باطل! به سرم آمد و ریختم و وا دادم که بفهمم ثمن بخس هم نیستم.  دیگر جهادی نخواهم داشت. اما حرف‌هایم برای «اویی که یک روز قرار بود باشد» را دوباره اینجا

ادامه مطلب  

برای تویی که یک‌ روز قرار بود باشی  

درخواست حذف این مطلب
!!! که بودم، برای جهادم حرف می‌زدم. با عنوان «برای تویی که خواهی بود». باور داشتم جهاد خواهد بود و یک‌ روز از من به وجود خواهد آمد و خواهد ایستاد و‌ «سرس !!! » خواهد شد و در این سرسپردگی، دلداده؛ جهان جیفه‌ها را ترک خواهد کرد‌. فکر می‌ !!! می‌توانم مادر جهاد باشم. جهاد تربیت کنم! جهاد کنم. زهی خیال باطل! به سرم آمد و ریختم و وا دادم که بفهمم ثمن بخس هم نیستم.  دیگر جهادی نخواهم داشت. اما حرف‌هایم برای «اویی که یک روز قرار بود باشد» را دوباره اینجا

ادامه مطلب  

نسترن وثوقی  

درخواست حذف این مطلب
تمامِ عمر در تاریکی زیستم   سپید می نویسم   شاید کلمات روشن شوند   و سیاهی را   از حافظه شعرهایم پاک کنند!   تمامِ روزهای هفته سر در گم ام   غروب !!! که می شود   سر از دل تنگی در می آورم!   و  اندوه پیراهنِ بلندی بود   که بعدِ تو به تن !!!   تا آن قدر بر تن ام زار بزند   که شاید مرگ دل رحم تر از زندگی باشد   و پیراهنِ سفیدی از آستین روزهای اش   برایم بیرون بیاورد!    به اعتبار همین شب ها زنده ام   وقتی تاریکی شان از حد می گذرد   تا بالاتر از سیاهی رنگی نبا

ادامه مطلب  

همسفر می دانی  

درخواست حذف این مطلب
همسفر می داني دست من نیست که با لبخندت توی این قاب سپید شب به شب ... یاد تو را تازه نگه می دارم دست من نیست که دست از سر تو بردارم من بخواهم دل دیوانه ی من ناچار است ... خاک آن کوچه ی دنج که معطر به نفس های تو است بی هوا سر به هوا می کند این طفلک مجنون تو را ... دست من نیست که پاهای دلم سوی کوچه ی باریک ته شهر قدم می گیرد ... دست من نیست که این شهر (ه) پر از همهمه آواز مرا ، می شناسند به شبهای فراق آن قدر نام تو را !!! !!! هر شب توی هر کوچه ی شهر آشنایند به آواز پر

ادامه مطلب  

تولدت مبارک arimas  

درخواست حذف این مطلب
امروز 21 اسفندماه   من هستم وتو نمی داني......... من بودم وتوندانستی............ من خواهم بود تو نخواهی دانست ...... بدان تا هستم از تو خواهم گفت! کلامم عطر تو رادارد ..... تا بگویم! جملاتم همرنگ تو میشود..... تا بنویسم! هزاران جمله آتشین از یاد تو می جوشد ... هزاران واژه از دریای تو شنیده می شود ... اما تو چقدر قافلی از ماجرا ، در صحرائی از ندانستن ............ اما آمدی و باور بودن را در من زنده کردی ، ودر گرمی آتش نگاهت شکوفه جانم جان گرفت. ********** تولد بهار هدیه تولد است

ادامه مطلب  

از نوع ششم آذر :)  

درخواست حذف این مطلب
امروزساعت ٥ وقت !!! داری . عجیب فراموش کرده ای :/ رأس ساعت ٤:١٥ یادت می آید که ای دل غافل !!! جااان :) راه میفتی و یک ساعت بعد داخل مطب پرونده به دست نشسته ای. دلت عجیب برای این مطب و !!! عزیز تنگ است . شاید دلتنگی برای !!! عجیب باشد ولی این !!! با آن !!! هایی که آمپول می زنند فرق می کندهاااا :))) این !!! در سخت ترین روز های زندگی ات که فقط ١٥ ١٦ سال داشتی آرامش بخش ترین حضور را داشته :)) وارد اتاق می شوی . مثل همیشه که بعد از سلام می گوید " خب خانم مارو نمی بینی خوشی؟ :

ادامه مطلب  

این روزهایم:)  

درخواست حذف این مطلب
همان امتحانِ مس !!! ه که بودددد و تو اصلا در جریانش نبودی به مس !!! ه ترین ح !!! ممکن برگزار شد :(( برگه ات را سیاه کردی فقط نوشتی و مطمئنی که هیچ کدام درست نخواهد بود :دی اصلا به جهنم با این درس هایشان :( خلاصه خوشحال و خندان از گند زدن امتحان به فردا فکر می کنی که باید ع !!! ببری سر کلاس. یک مقوای سفید و یک مقوای سیاه می !!! ی برای بکگراند و یک دسته گل بزرگ برای ع !!! های طبیعت بی جان و تبلیغات :) بافلاکت سوار تا !!! ی میشوی :/ یک خانم آقا کنارت نشسته اند و محو دست

ادامه مطلب  

سو !!! رایز شدن هایت:)  

درخواست حذف این مطلب
کلاس هایش صبح است و تو کلاس هایت عصر . نمی داني دقیقا چرا به جای صبح عصر آمده .هنوز کلاس تمام نشده و او عجله دارد . !!! در حال آموزش چیدمان هاست ولی او می گوید " ما باید زود بریم اصلا هم مخالفت نکن که کوتاه نمیام"  عجیب خوشحال است و مشکوک می زند . زود تر از اتمام کلاس جیم میزنید به سوی ونک . در راه مدام با موبایل صحبت می کند . و او نمی داند که تو باهوش تر از این حرف هایی :d حدس هایی زدی ولی ..، . وارد کافه میشوید و حدست درست است :))) سو !!! رایز تولد !!! بیشتر از ا

ادامه مطلب  

گاهی...  

درخواست حذف این مطلب
گاهی خوب است بنشینی و داشته هایت را شمارش کنی  خوبی هایت را   مهربانی هایت را خوب است بشماری چند چشم شوقِ دیدارت را دارند چند گوش به انتظارِ صدایت پشتِ بوقِ ممتدِ تلفن نشسته اند بشمار چند نفر از دیدنت در کوچه و خیابان لبخند می زنند بشمار وجودت آرامشِ ناآرامی های چند ناامید از روز و روزگار است چشمانت را ببند و تصور کن تمامِ روزهایی را که در پیشِ رو داری تمامِ آدم هایی که هنوز ملاقات نکرده ای و مطمئن باش میانِ همین روزها یک نفر یک جا آنقدر تو را

ادامه مطلب  

زندگی نامه سیدنا عمر رضی الله عنه2  

درخواست حذف این مطلب
زمینه‌سازی برای ترور حضرت عمر فاروق -رضی الله عنه-  حضرت عمر فاروق کشته شدن خود را پیش‌بینی می‌کرد، و بعید نمی‌دانست که دشمنان !!! ، او را از پای درآورند و در حال شهادت با خداوند خویش ملاقات نماید و پس از شهادت او امواج فتنه‌ها به میان مسلمانان فوران کند!    حضرت عمر فاروق می‌دانست با شهادت او در بسته شده بر روی آسیب‌ها ش !!! ته می‌شود، و اقدار نظام حکومت !!! ی استقرار و ثبات خویش را از دست خواهد داد.    این درست همان وضعی بود که پس از شهادت عمر

ادامه مطلب  

تو آیا عاشقی کردی. !!؟  

درخواست حذف این مطلب
تو آیا عاشقی کردی بفهمی عشق یعنی چه؟ تو آیا با شقایق بوده‌ای گاهی؟ نشستی پای اشکِ شمع گریان تا سحر یک شب؟   تو آیا قاصدک‌های رها را دیده‌ای هرگز، که از شرم نبود شاد‌پیغامی، میان کوچه‌ها سرگشته می‌چرخند؟ نپرسیدی چرا وقتی که یاسی، عطر خود تقدیم باغی می‌کند چیزی نمی‌خواهد   و چشمان تو آیا سوره‌ای از این کتاب هستی زیبا، تلاوت کرده با تدبیر؟   تو از خورشید پرسیدی، چرا بی‌منت و با مهر می‌تابد؟ تو رمز عاشقی، از بال پروانه، میان شعله‌های شمع

ادامه مطلب  

ناگفتنی های از مسعود بزرگ  

درخواست حذف این مطلب
به گزارش فارس، به تازگی کت !!! از صدیقه مسعود، همسر احمد شاه مسعود منتشر شده است که وی در این کتاب سرگذشت خود و همسرش را شرح داده و برخی مسائل خصوصی زندگی خود را بیان کرده است.  این در حالی است که تاکنون کمتر اطلاعی درباره زندگی خصوصی، روحیات و خلوت احمد شاه مسعود شنیده شده بود.  این کتاب توسط "ماری فرانسواز کولومبانی " و "شکیبا هاشمی " به زبان فرانسوی نوشته شده و "افسر افشاری " آن را به فارسی ترجمه کرده است.  صدیقه مسعود، در "دره پنجشیر " به دنیا آم

ادامه مطلب  

اداب عزاداری در محرم  

درخواست حذف این مطلب
- مدیریت در مراسم عزاداری مسائل عزاداری هم مدیریت می‌خواهد. یک مرتبه همه می‌خواهند یک ساعت خاصی بیرون بروند. مگر !!! حسین ساعت هشت است؟ چه فرقی می‌کند هشت در خیابان بروی، یا نه؟ نه بروی یا ده؟ نه پدران ما ساعت یازده بیرون می‌رفتند. آقا پدران شما اشتباه می‌ !!! د. بی‌وقت در خیابان طبل می‌زدند مردم اذیت می‌شدند.  !!! صادق به یک نفر گفت: چرا خانه‌ات اینطور است؟ خانه‌ات خیلی تنگ است. تو که وضع مالی‌ات خوب است، یک خانه‌ی بزرگ تهیه کن. گفت: مرحوم پد

ادامه مطلب  

خانم ای !!! و بوسه ی فرانسوی...  

درخواست حذف این مطلب
اینکه چند سال بعدی از زندگی ات را بداني و باید یک خط قرمز بکشی روی خانوم میم یا الف یا نون یا همانی که خودت می داني و خودت دلت را به درد می آورد .اینکه باید به زودی دست تسلیم بالا ببری تا خیاط اندازه دور کمر و عرض شانه و ما بقی هیکلت را روی کاغذ بنویسد تا رخت دامادی که برایت  رنگ عزا دارد را آماده کند دلت را به درد می آورد.اینکه باید دست خانوم ای !!! را به جای خانوم میم یا الف یا نون یا همان که خودت می داني بگیری و یک شب !!! توی یکی از هزاران تالارهای ش

ادامه مطلب  

خانواده  

درخواست حذف این مطلب
باسمه تعالی   راه های تحکیم و تقویت نهاد خانواده             چکیده: خانواده از مقدس ترین نهادها در !!! می باشد،و با توجه به فضای به وجود آمده در جامعه غربی و تهاجم فرهنگی ،تحکیم نهاد خانواده امری بسیار مهم می باشد. برای تحکیم و تقویت نهاد خانواده زن و شوهر باید وظایفی را که شرع و عرف !!! ی برعهده آنها نهاده ، به نحو احسن انجام دهنداعم از وظایف اختصاصی و مشترک.اظهار محبت ،خوش خویی و خوش رفتاری ،رعایت کامل حقوق متقابل، تأمین نیازهای ،میانه روی و پره

ادامه مطلب  

تو نوشت  

درخواست حذف این مطلب
ماه هاست که تو را در خودم حس نمی !!! . نمی دانستم کجایی و چه می کنی! اصلا هوای تو در حوالی من نمی وزید. قلبم خالی بود از چیزی به نام "تو"! اما امروز.... گل ها رو به زوال می رفتند. دلم نمی خواست سهمشان کنار زباله ها باشد ! دیوان شعر را برداشتم، بی هیچ وسواسی شعرها را گشودم و گل ها را پ !!! ر !!! ... شعری نمی خواندم، چون خود را لایق نمی دیدم.. اما نمی دانم چه شد، ناگهان در باز شد و تو آمدی.. دست هایم یخ !!! د، مشتم پر بود از برگ های گلی که وصال با تو را به شعر ترجیح دا

ادامه مطلب  

نگرانی نوشت !  

درخواست حذف این مطلب
این روزا در حالِ نوشتنم و نوشتن . دارم تمامِ انرژیم رو میذارم برای چیزی که قراره بشه ثمره ی تمامِ تلاشام ، تمامِ این مدت نوشتن هام ، تلاشِ تمامِ تمرینهام . برام سخته اگه این دست نوشته اونقدری که باید و شاید مخاطب پیدا نکنه . . . اینکه ببینم پر از ایراد و مشکله و بابِ میلِ !!! ی نیست . . . هفت بار این نوشتن رو تجربه !!! ، هفت بار از خودم ایراد گرفتم ، هفت بار به خودم نهیب زدم که احترام بذارم به قلم و نوشته ! الان وقتشه که به نتیجه برسه اما عجیب نگرانم . . . ب

ادامه مطلب  

جنگیدن برای تو !  

درخواست حذف این مطلب
وقتی از دستش عصبانی میشم قلبم واقعا میشکنه . احساس میکنم دنیا داره تموم میشه و مورد اعتماد ترین آدمِ زندگیم بهم از پشت خنجر زده و خلاص !! اما ته قلبم دنبالِ یه کورسوی امیدم . یه چیزی که وصلم کنه دوباره . که کوک بزنه این ش !!! تگی ها رو . معمولا از این نشونه ها زیاده اما تو زمانی که خیلی ش !!! ته و ناراحتی هیچ چیزی به چشمت نمیاد . همه چیز سرد و ناراحت کنندست . همه چیز خورد کننده و دلگیره . اگه اون نورِ امید رو هم پیدا نکنم تهش میرسم به این نتیجه که اون انتخ

ادامه مطلب  

تولد  

درخواست حذف این مطلب
می دانم نمی داني  چقدر دوستت دارم  و چقدر این دوست داشتن همه چیزم را در برگرفته است  می دانم نمی داني  چقدر بی آنکه بداني می توانم دوستت داشته باشم  بی آنکه نگاهت کنم  صدایت کنم  بی آنکه حتی زنده باشم  می دانم نمی داني  تا بحال دوست داشتنت  مرا به کشتن داده است ...  #حافظ_ #امروز یه روزه خاصه واسم,تولد ینفر که برا من عزیره,3 اذرماه  #تولدت مبارک.... # هم خوشحالم هم ناراحت! # روزشمار ها برا اینروز بود:)

ادامه مطلب  

i got tired..  

درخواست حذف این مطلب
     ... که تو حرفامُ بشنوی تنها! آن چیزی که باعث شد دوباره برگردم به خودم. به خودِ خودتراش اَم، به خودِ متعالی و متوازی ام.. ترانه ی آهنگی بود به نامِِ "خسته شُدم" که شنیدم اَش، اول بار در یکی از تبلیغاتِِ تلویزیوتی !!! سینماییِ رُبوده شده.. (دارم گوش می دَم اَش و تکرار واژه ها تویِ گوشم نمی گذارد آن قدرها که باید متمرکز باشم.)فارغ از داستان !!! می گویم، آن چه دوباره مرا یاد خویش انداخت همین ترانه ی خاص و کَم نظیرِ روزبه بمانی است. این ترانه سُرا و یا ش

ادامه مطلب  

سالروز ارتحال ملکوتی !!! رحمت ومهربانی حضرت محمد (ص) وشهادت !!! حسن مجتبی (ع) تسلیت باد  

درخواست حذف این مطلب
به حرمت حضور فاطمه علیهاالسلام ، آرام، در خانه را می‏کوبی؛ این بار صدای در زدن ملک الموت، آهنگی دیگر دارد. به میهمانی رسول آمده ‏ای؛ آمده‏ ای تا او را به معراج ابدی ببری. کمی درنگ کن؛ اینکه با تو سخن می‏گوید، امین آسمان‏ها و زمین، جبرئیل است. می‏دانم که برای تو نیز دشوار است تا زیر باران اشک‏های فاطمه علیهاالسلام ، جان نبی را بستانی. می‏دانم که تو نیز سر به زیر افکنده‏ای تا چشمانت هم‏سو با غم چشمان زهرای اطهر علیهاالسلام نباشد؛ اما گویا

ادامه مطلب